محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6285

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از اينكه چرا مردم بغداد بر ضد سليمان بن عبد الله طاهرى بپاخاستند و سرانجام آن ؟ سبب آن بود كه به روز پنجشنبه سلخ رجب نامهء محمد بن واثق در بغداد به سليمان رسيده در بارهء اينكه مردم با وى بيعت كنند . در آن وقت ابو احمد بن متوكل به بغداد بود . و چنان بود كه معتز وقتى به برادر خويش المؤيد كه هر دو از يك مادر بودند ، خشم آورده بود ، او را به بصره فرستاده بود و چون در بصره اختلاف قبايلى افتاد ، وى را به بغداد انتقال داد كه در آنجا مقيم بود . سليمان بن عبد الله طاهرى كه در آن وقت سالار نگهبانى بغداد بود كس فرستاد و ابو احمد را به خانهء خويش برد . سپاهيان و غوغاييان بغداد كار معتز و ابن واثق را شنيدند و بر در سليمان فراهم آمدند و آنجا فغان كردند . آنگاه برفتند ، چون به آنها گفته شد كه هنوز خبرى به ما نرسيده كه بدانيم آن قوم چه كرده‌اند ؟ روز جمعه با فريادها و گفتگو از آنچه به روز پنجشنبه به آنها گفته شده بود به سر شد . مردم در دو مسجد نماز كردند و در آنجا دعاى معتز گفته شد . و چون شنبهء فردا رسيد ، كسان به خانهء سليمان هجوم بردند و نام ابو احمد را بانگ زدند و به بيعت وى خواندند در خانه سليمان به نزد وى شدند و از او خواستند كه ابو احمد ( 393 پسر متوكل را به آنها بنماياند ، كه وى را به آنها نماياند و وعده داد كه اگر آنچه خوش دارند به تأخير افتاد به دلخواه آنها كار كند و از آن پس كه در بارهء حفاظت ابو احمد با وى تأكيد كردند برفتند . در اين اثنا ، بارجوخ بيامد و در بردان فرود آمد . سى هزار دينار همراه داشت كه به سپاهيان مدينةالسلام دهد . پس از آن به شماسيه آمد و مىخواست وارد بغداد شود . خبر به مردم رسيد كه فغان كردند و شتابان سوى او روان شدند . خبر به يارجوخ رسيد كه به بردان بازگشت و به سلطان نامه نوشت و نامه ها رفت و آمد تا وقتى كه